آزي،آغاز دوست داشتن است..گرچه پايان راه ناپيداست..من به پايان دگر نينديشم..كه همين دوست داشتن زيباست...


درباره ی من


درباره :
پروفایل مدیر : نوشين

صفحه نخست

پست الکترونیک

عناوین مطالب وبلاگ

لينك آر اس اس

تم دیزاینر



موضوعات
 


نویسندگان

نوشين



پیامک بلاگ

.:.



فید منتخب من


::



دیگر امکانات

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin



سال نو مبارک....

سال نو مبارک

کلمات کلیدی :

ننوشته شده توسط نوشين در چهارشنبه ۱ فروردین ،۱۳۸٦

نظرات ()


دوستت دارم........خيلی زياد....به چشماتم خيلی مياد

بازم امشب صدات و شنیدم و یه دنیا غم و غصه رو تو دلم تازه کردی...با اون صدایی که برای من معنای زندگی وهر طنینش امیدی به ادامه ی این زندگی واهی....آخ که نمی دونی چقدر دوستت دارم و شاید هم بدونی و خودت رو زده باشی به نفهمی که اگه اینجور باشه باید بهت بگم واقعا خیلی نامردی......میدونی چی بیشتر از همه چیز عذابم میده..........؟؟؟؟ وفا نکردن به قولی که اون شب طولانی و سرد زمستونی بهم دادی....قولی که اون شب یلدا بهم دادی....اون بهترین، به یاد ماندنی ترین و بدترین شب زندگیم......منم به قولی که اون شب به تو دادم وفا نکردم.... ولی برا کارم دلیل داشتم آخه میدونی،به نظرم میاد که تو فقط برا اینکه من و احساساتم رو بیشتر به بازی بگیری ازم قول گرفتی ولی من اون قول و به خاطراحساس مسوولیت و دوست داشتنی که نسبت به تو داشتم ازت گرفتم <<که شاید من اشتباه کنم....ولی فکر نمی کنم>>....و خلاصه....با وجود اینکه نباید دوستت داشته باشم هنوزم دوستت دارم،عاشقانه می پرستمت و حاضرم هر کاری و واست انجام بدم ،هنوزم برات دعا می کنم که تو زندگیت موفق باشی و خوشبخت بشی گلم....

سال نو تو هم مبارک عزیزترینم ...دوستت دارم

کلمات کلیدی :

ننوشته شده توسط نوشين در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

نظرات ()


آخرين جرعه ی اين جام...

همه میپرسند:

چیست در زمزمه ی مبهم آب؟

چیست در همهمه ی دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید،

روی این آبی آرام بلند،

که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟

 

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده ی جام؟

که تو چندین ساعت

مات ومبهوت به آن مینگری!؟

 

-نه به ابر،

نه به آب،

نه به برگ،

نه به این آبی آرام بلند،

نه به این خلوت خاموش کبوترها،

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،

من به این جمله نمی اندیشم

 

من،مناجات درختان را ،هنگام سحر

رقص عطر گل یخ را با باد

نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاینده ی هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه ی گل،

همه را می شنوم،

می بینم.

من به این جمله نمی اندیشم!

 

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی،

تک و تنها به تو می اندیشم.

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.

تو بدان این را، تنها تو بدان!

تو بیا

تو بمان با من، تنها تو بمان!

 

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند.

اینک این من که به پای تو در افتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز،

تو بگیر،

تو ببند!

 

 

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو!

قصه ی ابر هوا را تو بخوان!

تو بمان با من ،تنها تو بمان

 

در دل ساغر هستی تو بجوش،

من همین یک نفس از جرعه ی جانم باقی ست،

آخرین جرعه ی این جام تهی را تو بنوش.....

 

کلمات کلیدی :

ننوشته شده توسط نوشين در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

نظرات ()


آدماااااا.......

آدمااز آدما زود سیر میشن

آدماازعشق بهم دلگیر میشن

آدمارو عشقشون پا میذارن

آدما،

 آدم و تنها میذارن

من و دیگه نمی خوای خوب می دونم

تو کتاب دلت این و می خونم

یادته اون عشق رسوا یادته

اون همه دیوونگی ها یادته...؟؟

تو می گفتی که گناه مقدسه

اول و آخر هر عشق هوسه

آدما..... آخ آدمای روزگار

چی میمونه از شماها یادگار...؟؟؟

دیگه از بگو مگو خسته شدم

من از اون قلب دو رو خسته شدم

نمی خوای بمونی توی این خونه

چشم تو دنبال چشمای اونه

همه ی حرفای تو یک بهونست

اون جهنمی که میگن این خونست.....

آدماآخ آدمای روزگار

چی میمونه از شماها یادگار.........؟!؟!؟!؟!!؟!؟!؟!

کلمات کلیدی :

ننوشته شده توسط نوشين در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

نظرات ()


وابستگی......

مادرم صبحی گفت: موسم دلگیری است زندگانی

سیبی است گاز باید زد با پوست.....

دلم خیلی گرفته از این دنیا از این آدما از این آمدن ها و

رفتن ها،از این دل بستن ها و فراموش کردن هایی به

آسانی یک چشم برهم زدن.میدونی این روزا دلا

خیلی نازک شدن،همونطور که خیلی زود وابسته

میشن...

خیلی هم زود رنج اند، خیلی زود هم میشکنن.....ولی

آخه چرااااا...؟؟!!

چرا همه ی ما آدما به دل شکستن عادت

کردیم؟؟؟....چرا فکر میکنیم قانون وابستگی قانون دل

شکستن رو هم به دنبال داره...؟؟!!

من نمیگم به چیزی یا کسی که وابسته میشی برا

همیشه داشته باشش ،آخه خسته شدن صفت ما

آدماست؛یه قانون طبیعی هم هست.ولی سعی کن

وقتی خسته میشی از کسی یا حتی چیزی دلش رو

نشکونی با یه شاخه گل و گفتن اینکه یه روزی

دوستت داشتم میتونی همه چیز و به راحتی تمومش

کنی....!!!

مجبور نیستی هزار جور دلیل و چرا و اما، بیاری

اطمینان داشته باش این جوری تحملش برای اون هم

راحت تر،تا اینکه بخواد دلیلای واهی و پوچ تو رو باور

کنه،پس سعی کن که همیشه خیلی خوب همه چیز و

تمومش کنی،این و میدونم که اینجوری خودتم احساس

بهتری داری..

کلمات کلیدی :

ننوشته شده توسط نوشين در سه‌شنبه ٢٩ اسفند ،۱۳۸٥

نظرات ()


مطالب پیشین
:: آخرین پست......
:: سلاااااااااااااااااااااااااااااااام
:: وااااااااااااااااای امتحانا شروع شد و من؟؟؟؟؟!!!!!
:: دلم می خواد زار بزنم........
:: چرا بايد اينجوری بشه آخه.........
:: و در ضمن
:: لعنت به اين جمعه ها.
:: يادم باشد تنهايم...
:: از لابلای شب
:: آخی راحت شدماااااااااااااااااااااااااااااااااا
:: ديدار کوتاه بود اما..............
:: اوووووووووووووووووووووووووووووووووف
:: همتی کو.....
:: و فراتر از همه ی اينهاااااااا................
:: خدای عشق



-

جستجو در وبلاگ

صفحات وبلاگ


آرشیو ماهانه

۱۳۸٦/٤/۱۳

۱۳۸٦/۳/٢٦

۱۳۸٦/۳/٢٦

۱۳۸٦/۳/۱٩

۱۳۸٦/۳/۱٩

۱۳۸٦/۳/۱٢

۱۳۸٦/۳/۱٢

۱۳۸٦/٢/٢٩

۱۳۸٦/٢/۱٥

۱۳۸٦/٢/۱٥

۱۳۸٦/٢/۸

۱۳۸٦/٢/۱

۱۳۸٦/۱/٢٥

۱۳۸٦/۱/۱۸

۱۳۸٥/۱٢/٢٦

۱۳۸٥/۱٢/۱٢

۱۳۸٥/۱٢/۱٢

۱۳۸٥/۱٢/٥

۱۳۸٥/۱۱/٢۸

۱۳۸٥/۱۱/٢۸

۱۳۸٥/۱۱/٧

۱۳۸٥/۱٠/۳٠

۱۳۸٥/۱٠/٢۳



دوستان من

حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ

پاييز خسته

دلبستگی

نی نی کوچولو

فقط به خاطر تو

الهه ی باران

هر کی دلش سوخته بياد تو

غزل تنهايی من

يادداشت های يک بيمار روانی

بازم تو....؟؟؟؟؟؟

دختر خيره سر

زندگی حس غريبی است

عشق الکی

پسری با کفششهای کتانی

بر و بچس با حال بفرما داخل

شاهين ۹۹

اينجا ته دنياست

پويه

عمووووو پووووورنگ

تنهای مرام عشقه

عاشقانه(نيما)

سالهای سبز عاشقی

گل سرخ

سهراب سپهری

شاملو

عرفان نظر آهاری

صادق هدايت

فروغ فرخزاد

۴۰چراغ

داستانهای تخيلی من و اژدها

دختری از ايران

***خاطرات مونا يه دختر فراری***

عاشقانه های سعيد

سلول عشق...مونا جونم

شمشير زن نابينا

قرمز خون منه پرسپوليس جون منه

قلب شکسته ی من

معماران عشق

دهکده ی عشق

شازده ی عشق

دشمن دخترا

رضا

منََُِ دگمه افتاده ی يک لباس



صفحه نخست | پست الکترونیک | عناوین مطالب وبلاگ | لينك آر اس اس | تم دیزاینر

.:: Weblog Theme By : wWw.Theme-Designer.Com ::.